▫️در عین تأکید بر ضرورت لعن و تبری نسبت به جنایتکاران سقیفه و دیگر دشمنان اهل بیت علیهم السّلام، باید دانست که به فرموده مرحوم دولابی که مطابق احادیث اهل بیت علیهم السّلام نیز هست، ادب سلام و صلوات بر اهل بیت علیهم السّلام در هر چه با صدای بلندتر فرستادن است و ادب لعن و تبری در هر چه آهستهتر ذکر کردن است، حتی به گونهای که تنها در قلب گفته شود و لب و زبان حرکت نکند.
در تلگرام همراه ما باشید
نظرات فراموش نشه
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع) ، حرف دل ، احادیث ، احکام شرعی
برچسبها: تبری , لعن , عمر , کشون
ادامه مطلب
اربعین حسینی در راه است
اربعین حسینی در راه است. کدام واژه می تواند زلالی و صداقت گریه های حضرت عباس(ع) در زمان ریخته شدن آب های مشک بر زمین نینوا را بازتاب دهد. چهل روز است که هنوز اندوه و غم دیوارهای کوفه را می لرزاند از آن روز که حسین(ع) طنین صدای هل من ناصر ینصرنی سر داد هنوز کائنات می لرزند
اگر عاشورا زمانه خون و ایثار بود اربعین زمانه تبلیغ و پیام است در عاشورا حسین علیه السلام با تاریخ سخن گفت و در اربعین تاریخ پای درس حسین علیه السلام نشست، عاشورا روز کاشتن خون خدا در کویر جامعه ظلم زده است و اربعین آغاز برداشت نخستین ثمره آن است آری اربعین فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.
چهل روز گذشته است حقیقت زلال تر از همیشه از افق سر برآورده است کربلا به بلوغ خویش رسیده است و جوشش خون شهیدان خاشاک ستم را به بازی گرفته اند خون های پاکی که آن روز در غریبانه ترین غروب در گمنام ترین زمین و در عطشناک ترین لحظه، خاک کربلا را رنگین می کرد در آوندهای زمین جاری شد و رگ های خاک را به جنبش و جوشش و رویش خواند.
حال که تقدیر پروردگار برای نشان دادن صراط مستقیمِ بر مصیبت و اسارت آل الله تعلق گرفته است اکنون خون حسین(ع) این امانت الهی در دستان امام سجاد علیه السلام و عقیله بنی هاشم است پیش از ظهر آن روز عاشورا حسین(ع) بارها با خواهرش زینب(س) در مورد حوادث آینده گفتگو کرد او را به صبر در برابر اراداه الهی توصیه می کرد چرا که انوار خون حسین علیه السلام باید آینده تاریخ بشریت را روشن و الهی کند ولی این خون نیاز به روشنگری دارد و چه کسی بهتر از شیرزن بنی هاشم، شیردختر فاتح خیبر و خواهر امام حسین(ع)، زینب کبری علیها السلام میتواند این پیام را به گوش جهانیان برساند.
صبر و مصیبت زینب چیز دیگری است زینب خردسال رحلت بزرگترین مرد تاریخ را دید شهادت خیرالنساء را از نزدیک دید. شریک غم درد و رنج تنهایی پدر بود و تازه این پایان مصیبت های زینب نبود او باید قبل از ظهر عاشورا مصیبت های دیگری را می دید تا برای این پیام حسینی آمادگی داشته باشد. او فرق شکافته قسیم مولای متقیان(ع) را دید او باید می دید بعد از شهادت پدر بر سر منبرها و در مسجدها چه ظلم هایی بر امیرمومنان(ع) روا شد. او باید غریبی برادرش حسن(ع) را ببیند او باید در تشت جگر تکه تکه شده امام حسن(ع) را ببیند که پیامبر امت(ص) او را سرور بهشتیان نامید او باید تیرباران شدن تابوت صراط مستقیم را هم مشاهده کند همه این مصیبت ها از زینب کوهی ساخت که بتواند بار مصیبت عظمی را تحمل کند.
آن گاه که خیمه ها در رقص شعله ها گم شدند دشمنان همه چیز را تمام شده انگاشتند و به جشن و سرور پرداختند و نوازندگان دست افشان و پایکوبان در کوچه های کوفه به انتظار کاروانی نشستند که با هفتاد و دو داغ، با شکسته ترین دل و تاول زده ترین پا به ضیافت تمسخر و طعنه و خنده می آمدند و زینب(س) در حالی که سر برادرش و یاران برادرش در مقابلشان بود مواظب بود کسانی که به بچه های اهل بیت پیامبر(ص) غذا می دهند سریع غذا را از بچه ها بگیرد و به خود مردم برگرداند و بگوید صدقه بر ما خاندان اهل بیت(ع) حرام است.
کربلا این بیابان خشک و بیآب دریای انسانیت و کمال است اقیانوس بی کرانهای است که در آن گوهر همه عظمتها و خوبیها به رنگ مظلومیت یافتنی است امام حسین علیه السلام خونش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.
عزاداران سیدالشهدا(ع) دوستداران جگر گوشه رسول اکرم(ص) بشتابید ، بشتابید
همگام با عزاداران و دلسوختگان حسینی با پای پیاده به کربلای معلی برویم و همنوا با امام زمان ارواحنا فداه با ذکر لبیک یا حسین به زیارت اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نائل شویم.
تکریم اربعین حسینی رمز تداوم عاشورا است و گرامیداشت اربعین و تعظیم شعایر دینی رمز پویایی همیشگی نهضت پربار حسینی و اعلام پای بندی به مکتب سرخ عاشوراست. اگر پیشوایان معصوم(ع) ما به برگزاری مراسم عزاداری، نوحه خوانی و مرثیه سرایی تأکید بسیار داشته اند و اگر برای گریستن، زیارت کردن و نماز خواندن بر تربت امام حسین(ع) هفت ثواب و فضیلت های فراوانی بیان کرده اند به دلیل آثار بالنده معنوی و عاطفی است که در روح مسلمانان آزاده بر جای می گذارد
موضوعات مرتبط: اعمال ماههای قمری ، حرف دل
گفتم: خستهام.
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53) ::.
گفتم: هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره.
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16) ::.
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه میدونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الل
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بندهات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همهی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته.
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله.
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر میکنن (حج/11) ::.
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم.
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/186) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم.
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/22) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی.
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/90) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/104) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم.
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/2-3) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/53) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم: یا غافر الذنب، اغفر ذنوبی جمیعا
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/36) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/42-43) ::
موضوعات مرتبط: حرف دل

و کرم تو از جرم من بیش است.
الهی! اگر دوستی نکردم، دشمنی هم نکردم
اگر بر گناه مصرّم، اما بر یگانگی تو مُقرّم.
الهی! اگر توبه، بیگناهی است، پس تائب کیست؟
و اگر پشیمانی است، پس عاصی کیست؟
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست؛
دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
الهی! گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر کیست؟
گهی به تو نگرم، گویم از من بزرگوارتر کیست
الهی! میبینی و میدانی، و برآوردن، میتوانی. الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟
الهی! تو بساز که دیگران ندانند، و تو نواز که دیگران نتوانندالهی! چون توانستم، ندانستم، و چون که دانستم، نتوانستم. الهی! بیزارم از آن طاعتی که مرا به عُجب آرد،
و بنده آن معصیتم که مرا به عذر آورد
الهی اگر به «دعا» فرمان است قلم رفته راچه درمان است ؟،
و ابراهیم از بتخانه! کار به عنایت بود، باقی بهانه
ای خالق ذوالجلال نومید مکن آن را که به درگهت نیازی دارد. والسّلام
موضوعات مرتبط: حرف دل
شهادت حضرت زینب حورا (س)
نام اسلام با نام عاشورا حیات می گیرد و نام عاشورا با نام زینب کبری(س). این، زینب(س) بود که مظلومیت اسلام و ولایت را فریاد زد و خون سرخ حسینی را در شریان جامعه جاری کرد. او بود که ندای پیروزی دین را در مجلس ستمکارترین مردان آن روز بلند کرد و فریاد زد: «ای یزید، اینک هر ترفندی داری بکار گیر، هر نیرویی می توانی برانگیز، هر کوششی می خواهی بکن، لیکن به خدا سوگند که هرگز نخواهی توانست خاندان وحی را نابودسازی و قرآن را براندازی و محو کنی. و این ننگ هیچ گاه از تاریخ زندگی تو پاک نخواهد شد». این فریاد پیروزی چنان آتشین بود که غرور یزید را درهم شکست و به او جرأت اعتراض نداد.

تاریخ شیعه، تاریخ مظلومیت و مصیبت است. روزی در عزای رسول خدا(ص)، روزی در ماتم شهادت خیرالنسا(س)، روزی در اندوه غربت و شهادت، علی(ع) روزی در عزای شهادت غریبانه حسن(ع) و روزی دیگر در ماتم عاشورا و حسین(ع). اما تو ای زینب، ای جگرگوشه رسول خدا(ص)، ای دردانه علی(ع)، ای میوه دل زهرا(س)، رحلت تو تکرار همه مصیبت هاست؛ مرور همه رنج ها و ماتم هاست؛ تجلّی لحظه لحظه عمر پر از اندوه توست. نام تو تجلی نام اهل بیت است و یاد غربت تو، یادواره مظلومیتهای بی پایان اهل بیت. گویی تو آیینه تمام نمای مصیبت های خاندان عصمت و طهارتی. درود و سلام بی پایان خدا بر تو و بر اهل بیت رسول خدا(ص).
به یاد شهادت بانوی گرانقدر عالم اسلام، عقیله بنی هاشم، زینب کبری، اشک هامان جاری است و گاه این گریه دل را نیز تکان می دهد. امّا این تکان تا کجاست و زلال این اشک ها تا کجا قلب هامان را می شوید؟ آن قدر هست که آینه دل را شفاف کند؟ من و تو ای خواهر مسلمان، آیا آنقدر به یاد زینب(س) هستیم تا یاد نماز شبش، سحرگاه بیدارمان کند؟ یا به یاد قرآن آموختنش قرآن به دست گیریم و به تفسیرش بنگریم؟
افتخار جامعه زنان همین بس که شیرزنی حماسه آفرین چون زینب کبری(س) از میان آنان به پاخاسته است. زینبی که تاریخ هرگز نام او و حماسه های او را از یاد نخواهد برد. حماسه ای که زینب آفرید و مبارزه ای که او در برابر ظلم و ستم زمانه انجام داد، تاریخ کمتر به خود دیده است. خدا او را برای عاشورا آفریده بود و او حماسه عاشورایی اش را برای بقای اسلام آفرید. رحمت بی پایان خدا بر او که افتخار عالمیان است.

زینب کبری(س) مادر دو شهید از شهدای کربلا به نام های محمد بن عبدالله و عون بن عبدالله است. او با دست خود لباس جنگ بر تن دو فرزندش پوشانید و هر دو را در رکاب مولایش حسین(ع) به شهادتگاه فرستاد. او پس از شهادت فرزندان به سوگ آنان ننشست؛ چرا که این دو قربانی را برای آن مرد بزرگ بسیار کوچک می دید و نگران آن بود که با اشک او در دل مولایش شرم یا اندوهی راه یابد و او که سراپا عشق حسین(ع) بود، اینک آرام به خیمه پناه برده تا با برادر روبرو نشود. شگفتا از این عشق! و شگفتا از دریای معرفتی که در وجود او جاری است!
شهادت جانسوز صدف دریای ایثار و عصمت، پرورش یافته دامان ولایت، محبوب مصطفی(ص) و نور دیده مرتضی(ع)، سکاندار کربلا و عطر خوش زهرا(س) و الگوی عفاف و پاکی را به راهیان عشق و شیفتگان راه سرخ شهادت تعزیت می گوییم.
موضوعات مرتبط: بنرهای طراحی شده ، حرف دل
بهار عمر خواه ای دل و گرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنی است، اما دل را نیز تاب آن نیست که مرغ تسبیح گوی باشد و باد بهاری گره گشا و ما خاموش؛ همه آنان که بار امانت نتوانستند کشید، نوشند و عاشقی ز سرگیرند و خلیفه ی تو، خون در دل و پادر گل بماند.
تو خود به دست مروت به حق خلق کریم، در جان ما بهاری مدام رقم زن و ما را به حضرت بهار (عج) برسان.
کلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو باد بهار می وزد باده خشگوار کو
موضوعات مرتبط: بنرهای طراحی شده ، حرف دل
لاله اي از سلسله اهل بيت عليهم السلام

عجيب نيست از اين سلسله، لاله اي به وسعت قرون روييدن، و از اين تبار، مردي به بي کرانگي حضرت عبد العظيم، زيستن! عجيب نيست؛ وقتي تاريخ، تنفس حيات علي عليه السلام و زهرا عليهاالسلام را در زير اين سقف لايتناهي، تجربه کرده باشد.
و آن گاه که خدا سوگند خورده باشد «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»، هيچ جاي شگفتي نيست که در حفاظت از ذکرهاي ناطق خود، مردي ديگر، به نام عبد العظيم حسني عليه السلام را به رسالت زيستن در زمين، برانگيخته باشد.حضرت عبد العظيم، فرهنگ محمدي را انتشار داد
ايمان، در گستره حضور اين مرد، سرزمين ري را به حياتي آسماني نويد مي داد؛ مردي که جرعه هاي وحي، جام وجودش را در زلالي عرش، غرق کرده بود و فراسويي سرشار از ماورا را به جهان عرضه مي داشت؛ مردي که آيين اسلام را در سايه فرهنگ محمدي صلي الله عليه وآله، انتشار مي داد و معادلات مادي اهل خاک را بر هم مي زدم
حقيقت، دامنه بالغي است که در ماهيت الهي حضرت گسترده مي شد.
بهاي حقيقت
تشيع، نه در لفظ يک فرقه، بلکه در معناي فرهنگي بالغ، سرمايه حقانيتش را وام دار تحليل ها، و تفسيرهاي خاندان نور و روشنايي است و عبد العظيم عليه السلام، از بهترين و مقتدرترين سکان داران کشتي نور است؛ از خطه آن سبکبالاني که بهاي حلاوت حقيقت را به قيمت شهادت مي پردازند؛ از وادي آن نور نژاداني که باطل را در هر لباس و طينتي، طرد مي کنند و لحظه هاي هم سويي با آن را تاب مي آورند.
صبح تجلي حقيقت است
اين، فقط صبح ميلاد فرزندي از خاندان آب و آيينه نيست؛ اين، صبح شکفتن در گستره تاريخ است؛ صبح تثبيت ايران در صحيفه خلود؛ صبح رويش (شرق) تا ابديت؛ صبح تجلي حقيقتي جسور که هيچ خرافه اي را بر نمي تابد و هيچ آيينه اي را در غبار، روا نمي داند.
و سلام بر اين ميلاد که شکوه انسانيت را به ارمغان آورده است.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع) ، حرف دل
يه نگاه زير چشمي به ساعت كردم پيش خودم گفتم «حالا يه چند دقيقه اي كه وقت هست، بزار يه چرتي بزنيم»
تو همون حالت متوجه صداي تلويزيون شدم، آقاي مسعود عالي داشت در مورد عوامل ضعف ايمان سخنراني مي كرد. اون لحن زيبا و كلام شيواشون حواسم رو بهش جمع كرد، مي فرمودند: عواملي كه باعث ضعف ايمان ميشه چند مورده، اولش سستي در عبادته، مثلاً براي عبادت كردن سستي به خرج بدي و نمازتو به تاخير بندازي بگي حالا كه وقت هست، بزار يه چرتي بزنيم، حالا كارمون رو انجام بديم بعد ميخونيم و ....

وقتي اين حرفا رو شنيديم ديگه نتونستم بخوابم، سريع بلند شدم وضومو گرفتم و وايستادم نمازمو خوندم
انگار اين يه وسيله اي از طرف خدا بود كه يه تلنگري خورده باشم.
آخه اولش سستي در عبادت بود، مرحله دومش ميشد تزلزل در عبادت كه يه حس بدي نسبت به اطاعت و عبادت خدا داشته باشي، مرحله سومش شك بود، فكر ميكني اينها همش خياله يا شايد دروغه خداي وجود نداره و.... و مرحله چهارم تكذيب بود كه به طور قطع همه اي اركان دين رو تكذيب كني و اون موقع است كه كلاه آدم پس معركه است..
حالا منم يه سري مطالب تو اين زمينه جمع كردم به طور خلاصه براتون آوردم كه كساني مشتاق هستن تو ادامه مطلب بخونن.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
به بزرگترين آرزوي دنيامون رسيديم

امروز يه خبري بهم رسيد كه خيلي خوشحال شدم، جوري كه هر كدوم از بچه هاي هيئت رو ميديدم باهم ميزديم زير گريه، عمري در انتظار رسيدن به اين آرزو بوديم كه گوش شيطون كر بهش رسيدم اونم
زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين
بود. چند سالي بود ميخواستيم با كل بچه هاي هيئت اربعين بريم كربلا، هر سال يه مشكلي پيش ميو مد نمي شد، يكي مداركش جور نبود يكي پولش يكي مرخصي نداشت و ... تا اينكه امسال به مدد بي بي حضرت رقيه خاتون(س) طلبيد تا 18 دي ماه حركت كنيم و روز اربعين حرم امام حسين (ع) باشيم.
تو روز اربعين همه اي اهل حرم امام حسين(ع) بر مي گردند به كربلا و بالا سر پيكر مطهر شهدا بجز يك نفر اون هم حضرت رقيه(س)، غصه اين مطلب داره دلم رو تكه تكه ميكنه، ولي ما بيرق هيئت كه بنام حضرت رقيه خاتون (س) هست تو حرم امام حسين (ع) حاضر ميشيم و سلام دخترشو به باباش ميرسونيم.

اينم يه بهونه اي شد تا چند خطي در ادامه مطالب در خصوص ثواب زيارت امام حسين(ع) براتون بنويسيم.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
وقتي بغض امان به نوشتم نداد...
بسم رب الحسین (علیه السلام)
می خواستم از این روزهای غرق در ماتم بنویسم ،اما بغض امانم نداد ...
می خواستم از حسین(علیه السلام) و از وسعت بی انتهایش بنویسم ،اما پرده ی اشک چشمانم را پوشاند ...
می خواستم از عباس علمدار (علیه السلام) و از مردانگی بی مثالش بنویسم ،اما دستهایم از شرم دست های بریده اش ،توان نوشتن نداشت ...
می خواستم از جگر گوشه حسين علي اكبر (علیه السلام) و ازجمال زيباي محمديش بنویسم ،اما دلم به حال جگر ريش ريش شده اي پدرش سوخت....
می خواستم از شش ماهه رباب (علیه السلام) و لبان ترك خورده اش بنویسم ،اما دلم به دلتنگي رباب سوخت....

مگر می شود این همه بزرگی را به تصویر کشید ؟
مگر می شود این همه زیبایی را به قلم درآورد ؟
مگر می شود این همه صبر و استقامت را دید و از خود بی خود نشد ؟
الله اکبر از این همه عظمت ... از این همه استقامت و فداکاری ... از این ایمان راسخ ...
آیا براستی این رمز عظمت عاشورا نیست که تنها در نیمی از روز، چنین تابلوی زیبا و بی بدیلی خلق می شود ؟
آیا این رمز جاودانگی حسین (علیه السلام) و یارانش نیست که در دشت نینوا ،اینگونه خوبیها، صبوری ها، وفای به عهد ها و پایمردی ها در هم می آمیزد ؟
آه ای زینب (سلام الله علیها) عزیز ،
چه کشیده ای این روزها ؟
چه صبوری ها که نکرده ای ... چه مصیبت ها که ندیده ای ... چه جسارت ها که تحمل نکرده ای ...
به فدای قامت خمیده و دل رنج کشیده ات ...
با چه جسارت بی مانندی بار امانت را به دوش کشیدی و به مقصد رساندی ...
چه خوش درخشیدی از پس این ابرهای شک و تردید ...
چه بی مهابا امانشان ندادی با کلام بلیغ ات ...
تبارک الله ، شیرزن دشت نینوا ...
مرا دریاب، بانوی من ...

سلام مرا بپذیر ... سلام مرا به پاک ترین ِ اهل زمین برسان ...
و سلام بر تو ای بانوی کوچک بابا ! سلام بر زخم های بی شمار پاهایت ...
رقیه جان ! سلام بر تو که بابا را به راستی دو بخش یافتی؛ بخشی بر روی نیزه ، بخشی به روی صحرا ....
سلام بر تو ای حسین (ع) ، ای وسعت بی انتهای عشق و آزادگی ...
سلام بر تو ای حسین (ع) و بر روانهای پاکی که بر آستان تو فرود آمدند ...
سلام بر تو ای علی اکبر (ع) و بر جوانی پر صلابت ات ...
سلام بر تو ای علی اصغر (ع) و بر تشنگی پر حرارت ات ...
سلام بر تو ای ابوالفضل (ع) و بر مردانگی بی مثال ات ... سلام بر ادب و وفایت ای بزرگمرد ...
سلام بر تو ای زینب کبری (س) ...
سلام مرا بپذیر ، بانو ... سلام مرا بپذیر ...
موضوعات مرتبط: حرف دل
عواملی برای سقوط انسان
سیر تکاملی انسان به سوی خدا سیری صعودی است از همین رو خدای سبحان می فرماید: وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید و نعمتخدا را بر خود یاد كنید آنگاه كه دشمنان [یكدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر كنار پرتگاه آتش بودید كه شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانههاى خود را براى شما روشن مىكند باشد كه شما راه یابید . (آل عمران/103) کوهنوردان برای صعود به صخره های بلندنیازمند طناب و دستگیره هستند تا سقوط نکنند . وَكَیْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَیْكُمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیكُمْ رَسُولُهُ وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ و چگونه كفر مىورزید با اینكه آیات خدا بر شما خوانده مىشود و پیامبر او میان شماست و هر كس به خدا تمسك جوید قطعا به راه راست هدایتشده است . (آل عمران/101) کوهنوردان، دنیا،پرتگاه سقوط در زمین صاف و هموار کوهپایه ها که خطر سقوط و پرت شدن ما را تهدید نمی کند هیچکس به ما نمی گوید باید این طناب را چنگ بزنید پس زمانی که خطری ما را تهدید می کند این هشدار بسیار بجاست که مواظب و هشیار باشیم تا سقوط نکنیم. این آیه خبر از پرتگاهی مخوف می دهد که با سقوط در آن به نیستی و نابودی می رسیم و زیباترین هشدار به همه انسانها ست.دنیا مانند پرتگاه است و انسانها همانند کوهنوردان هستند که قله انسانیت راه سعادت و تکامی آنان است.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
چند روز پيش با چند تا از دوستان تو تريا محل نشسته بوديم يكي از بچه يه مطلبي رو عنوان كرد تا سه روز هر وقت دور هم جمع مي شديم سر اين موضوع بحث مي كرديم.
من كه كاملا مخالف صحبت هاي دوستام بود ولي بعضي مطالبي كه مي گفتند منو به تامل وا مي داشت. هنوز بعد از اين همه صحبت ها و بحث ها بازم احساس مي كنم يه نفر مقصر اين ماجراست و اين دوستان هم بي راه نميگن...
بحث سر اين موضوع بود كه بچه ها مي گفتند اين ضرب المثل " فقر از هر دري وارد بشه، ايمان از در ديگري خارج ميشه" خيلي درسته و بر اين باور بودند كه الان مردم ما اينجوري هستند. و يه جور توجيحي براي كسانيكه از رو فقر دست به انجام خلاف شرع و گناه مي زنند، داشتند. مثلاي هم كه مي زدنند مستند فقر و فحشايمسعود ده نمكي بود. كه خانم ها از رو فقر مجبور به خود فروشي هستند و يا آقايان از رو تنگدستي و ناچار مجبور خلاف هستند.
آيا اين حرف درسته؟؟؟

حالا حرف من اين بود اگر بخوايم اينطور برداشت كنيم بايد بگيم همه آدم هاي غني، مومن هستند و ايمانشون سفت و محكمه چون هر وقت فقر بهشون رجوع كنه ايمانشون از بين ميره.
و مهم تر از اين مگه نگفتند روزي هر كسي دست خداست؟ پس خدا با توجه به فضلش( نه عدلش) به هر كس اندازه خودش روزي مي ده.
و باز هم مگر نگفتند خدا بنده هاشو مداوم مورد امتحان قرار ميده تا ببين كه در ايمانش ثابت قدم هستند يانه؟ پس اگر تو اون تنگنا مراقب ايمانش باشه برنده اند.
كسي كه از روي فقر دست به خود فروشي ميزنه، اون تو امتحان خدا باخته و شايد هم از اولش هم ايمان نداشته و بدا به حال همچين آدم هاي...
به نظرم چه مرد و چه زن در هر سختي و فقر كه قرار بگيرند بايد مطليع مشيت الهي باشند. و اگر به درهاي بسته برخورد كردند باز هم شكر گزار خدا باشند و دست توكلشون رو به غير خونه خدا به سمت هيچ كسي دراز نكنند. و باز هم براي بدست آوردن نون حلال تلاش كنند.
حالا به نظرتون حرف كدم يكيمون درسته؟
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
درد و دل با خدا
شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه...
دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه...
نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ...
نتونه اخرش برسه به يه بن بست ...
تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ...
خيلي سخته ادم خودش به تنهايي خو كنه اما دلي داشته باشه كه مدام از تنهايي بناله...
خيلي سخته ادم ندونه كدوم طرفيه؟!
خیلی وقتها به یه حس خاصی میرسم. انگاری دوست دارم به خدا نزدیکتر شم. باهاش درد و دل کنم، باهاش صمیمی تر شم، عاشقش بشم.
و ...........

اينا حرفا همه نشون گر اينكه ما نميدونيم چه جوري بايد با خدامون در و دل كنيم، راه رو گم كرديم، خيلي به خودمون سخت ميگيريم، بايد خيلي راحت تر از اين حرفا با خدا حرف بزنيم.

این درد و دل اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .
جهت مطالعه اين درد و دل زيبا به ادامه مطلب مراجعه كنيد.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
و قال ربکم ادعونى استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین
مرا بخوانید تـا خواستـه هایتـان را اجـابـت کنم و بـرآورده نمایم . همانا کسانى که از عبـادت من ( درخـواست و سوال از من ) سربـاز مى زنند و سرکشى مى کنند , بـه زودى با ذلت و خوارى وارد دوزخ مى شوند .

ديدي بعضي اوقات هر چه خدا رو صدا می زنیم حس می کنیم صداتو نمی شنود مثلا ميگن ما فلان دعا را خواندیم و حاجت گرفتیم ولی هر کدام را امتحان کردم جواب نداد. حتی دعاهایی در مورد مسایل غیر دنیایی، حتی در رابطه با خود خدا اما دریغ از یک اشاره و یک جواب. من بدم ولی خدای من که از این حرفها بزرگتره. اینارو می دونم ولی علت جواب نگرفتنم را نمیدونم؟ حس می کنم اصلاً صدایم بهش نمیرسه گاهی اوقات از خودم متنفر می شوم.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
تفسیر جامع سوره ی قدر

سوره قدر مكى است و پنج آیه دارد :
بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فى لیلة القدر (1) و ما ادراك ما لیلة القدر (2) لیلة القدر خیر من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فیها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).
ترجمه آیات
به نام خداوند رحمان و رحیم.ما این قرآن عظیم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كردیم(1).
و تو چه مىدانى شب قدر چیست؟(2).
شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).
در این شب فرشتگان و روح(یعنى جبرئیل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشتخلق) نازل مىشوند(4).
این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه(5).
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
سلام بر لبهای رسول اللّه که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانهات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بیشائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.


يا امام حسن مجتبي (ع) ادركني
موضوعات مرتبط: حرف دل
بخشی از مناجات دکتر شریعتی با حضرت زینب (س)

ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می رسانی . ای زینب! با ما سخن بگو . مگو که بر شما چه گذشت ؟ مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی ؟ مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ؟ مگو که خداوند آنروز عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که آفریده است یکجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده بیابان طف چگونه به نمایش آورد و بر فرشتگانش عرضه کرد تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده کنند . تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید. آری زینب! مگو که در آنجا بر شما چه رفت؟ مگو که دشمنانتان چه کردند؟ و دوستانتان چه کردند ؟ آری ای پیامبر انقلاب حسین! ما می دانیم. ما همه را شنیده ایم . تو پیام کربلا را، پیام شهیدان را، به درستی گذارده ای . تو خود شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی، همچون برادرت که با قطره قطره خون خویش سخن می گوید. اما بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم ؟ لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم . با تو ای خواهر مهربان! این تو هستی که باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! که از کربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی. ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گلهای نوشکفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله سالار کاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.
بخشی از مناجات دکتر شریعتی با حضرت زینب (س)
موضوعات مرتبط: برنامه هیئت ، حرف دل
مقدمه:
متن زیر قسمتی از گفتگو با یک شخصی است که قبلا سنی بوده است اما شیعه شده است
سوال: لطفا خودتان را معرفی کنید؟
پاسخ نعیم:
با سلام. اینجانب نعیم (تاجیک) فاطمی متولد افغانستان در سال 1360یا 1362 . در همان زمان کشور خود را به اتفاق خانواده بعلت تجاوز شوری سابق ترک کرده و به کشور ایران شهر زاهدان مهاجرت کردیم. من در خانواده ایی سنی حنفی که بسیار هم تعصبی هستند بزرگ شدم. وقتی به ایران آمدم سه سال داشتم تا سال سوم راهنمایی به تحصیل ادامه دادم. طی این چند سال با دوستان زیادی که شیعه بودند آشنا شدم و بالاخره یکم ماه مبارک رمضان سال 1380 به مذهب شیعه گرایش پیدا کردم.
سوال:نعیم گرامی علت های شیعه شدن شما چه بود؟
پاسخ نعیم:
علل شیعه شدنم متعدد است از قبیل:.....
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
با تقدير و تشكر از بذل توجه شما و عزت و احترامي كه قائل شديد
چهار دل نوشته با محوريت حضرت رقيه خاتون (س) برايمان ارسال شده
نظرهاي خودتان را راجب بهترين دل نوشته بنويسيد
به بهترين دل نوشته با نظرات شما جايزه نفيسي اهداء خواهد شد.
شما نيز ميتوانيد همكنون شعر و يا دل نوشته خود را براي ما ارسال كنيد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱





سه سالگیاش بر مدار عاشورا میچرخد.
اتفاقی که طنین خندههای کودکانهاش را به غارت میبرد
در عطش میماند و میگدازد.
فرات از چشمانش مهاجرت میکند.
بیپناهیاش، در تمام بیابانها تکثیر میشود
این سه سالگی اوست که در ویرانهای کنار کاخ سبز، به اهتزاز درآمده و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است.




--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۲
گرچه سه سال بیشتر ندارد، اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛ شکایتهایی که تاب باز گفتنشان را ندارد. بغضها روی هم جمع شده است و به یکباره میخواهد فوران کند؛ آن هم در میان خرابهای در یک شهر بزرگ که مردمانش یک روز تمام را بر آنان سنگ زدهاند و بر غم کاروان افزودهاند و اینک رفتهاند تا آسوده بخوابند؛ آسودگیشان را صدای گریه کودکی سه ساله برهم میزند. سه سال بیشتر ندارد، اما صدای گریهاش، خواب آسوده یک شهر را برهم میزند... و چقدر زود صدایش خاموش شد!
---------------------------------------------------------------------------------------
۳




بانوان حرم چون این سخن را از او شنیدند، گریستند و كودكان دیگر نیز ناله و زارى سر دادند.
چون صداى شیوه و گریه آنان بلند شد، یزید از خواب بیدار شد و پرسید: این گریه و زارى از كجاست؟
پس از جستجو، یزید را از جریان باخبر كردند، یزید گفت: سر پدرش را نزد او ببرید!
آن سر مقدس را در زیر سرپوشى قرار داده در مقابل او نهادند
۴
كودك پرسید: این چیست؟
گفتند: سر پدرت حسین(علیه السلام) است.
دختر امام حسین(علیهالسلام) سرپوش را برداشت و چون چشمش به سر مبارك پدر افتاد نالهاى از دل كشید و بیتاب شد و گفت: اى پدر! چه كسى تو را به خونت زنگین كرد؟!
چه كسى رگهاى تو را برید؟! اى پدر! چه كسى مرا در كودكى یتیم كرد؟! اى پدر! بعد از تو به چه كسى دل ببندم؟! چه كسى یتیم تو را بزرگ خواهد كرد؟! اى پدر! انیس این زنان و اسیران كیست؟! اى كاش من فدایت شده بودم! اى كاش من نابینا شده بودم! اى كاش من در خاك آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمىدیدم!
آنگاه لب كوچك خود را بر لبهاى پدر نهاد و گریه شدیدى كرد و از هوش رفت! هر چه تلاش كردند، به هوش نیامد، و این عزیز حسین(علیهالسلام) در شام به شهادت رسید.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۵
كودكي در وسط صحرا بود،كاش ميدانستي چقدر تنها بود ،بود عمه ولي انگار كه او منتظر بابا بود .
موضوعات مرتبط: حرف دل
ظهور دست خداست!
به بهانه مستند "ظهور بسيار نزديک است"
اواخر سال گذشته لوح فشردهاي با عنوان "ظهور بسيار نزديک است" وارد بازار شد و با حجمي زياد و به صورت رايگان دست به دست گشت. اين مستند جنجالي همانگونه که از اسم آن پيداست، بيانگر بسيار نزديک بودن ظهور امام زمان(عج) و تطبيق نشانههاي ظهور بر مصاديق مطرح شده در روايات بوده است. اين مستند از آنجا که به موضوع حساس مهدويت و تطبيق مصاديق عصر ظهور با برخي از چهرههاي سياسي و معنوي حال حاضر پرداخت، به سرعت بر سر زبانها افتاد و بحثهاي گوناگوني را دامن زد.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
مهمترین منبع روایی نشانه ظهور(6)
نقدی بر محتوای مستند «ظهور بسیار نزدیک است!»
در قسمتهای قبل،6 مورد از نقاط ضعف بنیادی و ریشهای مستند «ظهور بسیار نزدیک است» اشاره شد. در قسمت پیشین گفتیم که به اعتراف سازندگان این مستند نیمی از روایات به کارگیری شده در این فیلم ضعیف السندند. حال برای روشن شدن بحث، خوب است که به کلیت روایات نشانههای ظهور نگاهی بیاندازیم و میزان اعتبار این دسته از روایات را بسنجیم. بنابراین هفتمین ضعف ریشهای این فیلم را در این قالب پی خواهیم گرفت:
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
اى همیشه بهترین

اى نسیم سحر آرامگه یار كجاست | |
منزلآن مه عاشق كش عیار كجاست | |
هرسر موى مرا با تو هزارانكاراست | |
ماكجاییم و ملامتگر بى كار كجاست | |
ساقى و مطرب و مى،جملهمهیاستولی | |
عیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست |
همه هستىام را كه ذرهاى از لطف بىنهایت اوست، خاك قدمت كردم، شاید بیایى و نفسى بر این خاك تیره ، پاى عنایت گذارى. آنگاه است كه چشمان همیشه منتظر نرگس، توتیایى خواهد یافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نماید.
اى مهربانترین! ببین كه از اشك، سرشارم؛ ببین كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مىزند؛ ببین كه دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمىیابد. پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را كه در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران كن.
اى جانان جان! از فیض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مىتپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است.
ترنم عاشقانهترین كلاممان، موسیقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مىزند و آهوى عاشقى را چابك تر از همیشه به هر سو مىبرد.
اى همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جادههاى سرد انتظار، ره مىپیماییم. شاید آینه اشكمان نیم نگاهى از رخ مهتابىات را حسرت به دل نماند.
اى سرخترین سپیده! مهر خونین چشمانمان در انتظار صبح صادق دیدار توست كه هر بامداد سر بر مىكند، تا شاید دراین بىنهایت اندوه، نشانى از تو بجوید، كه بى تو راه گم كردگانیم در این حیرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه دیدار توایم و سال هاست كه جز سراب هزار رنگ دنیا، اجابتى به خود ندیدهایم.
بیا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.
در رؤیایىترین شب هاى دل، نام تو آذین تنهایی هاى بىپایان ماست. اى بهترین همیشه و اى همیشه بهترین! انجماد ذهن خسته من، شعاعى از تو را مىخواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبریز كند.
اى تمام زیبایى! عشق تنها با تو معنا مىشود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست.
تو جانى و همه خوبی هاى عالم، كالبد.
تو بهارى و همه فضیلت ها، چون شاخههاى تودر تو، تو را انتظار مىكشند.
اگر هنوز آیین مهرورزى غبار خاموشى نگرفته است، چون مهر رخ تو برآیینهها مىتابد. اگر هنوز امیدى است، چون گرماى نفس تو چون نسیم بهارى، جان مىبخشد و شكوفایى مىآورد.
تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مىداریم كه كودكان مهر مادر را.
تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مىداریم كه تن، جان را.
تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مىداریم كه یعقوب، یوسف را.
تو را و میلاد تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها، بیشتر دوست مىداریم.
موضوعات مرتبط: حرف دل
دیوارها را من خط خطی کردم!

پدرجان! دیوارها را من خط خطی کردم، چون اضافه بودند و اجازه نمی دادند خورشید، دستش را به دست دلم برساند.
پنجره ها را من شکستم چون نور را منعکس می کردند.
پدر جان! در را من بازگذاشتم چون زیادی بود، نمی خواستم مانعی وجود داشته باشد.
اما چه کنم؟ همه دیوارها را که نمی توانم خراب کنم، گاه گاهی دلتنگی صورتش را به پنجره دلم می چسباند و به بیرون خیره می شود.
آری پدرجان! مرا زندانی کرده اند. مرا و دلم را، نمی دانم چرا؟ گویی همه راهها و روزنه ها را بر روی من بسته اند. ولی نه، من بالاخره یک راهی پیدا می کنم، راهی تا خود را از دست این زندانبانهای آخرالزمان برهانم. نمی دانم ولی شنیده ام راهی هست تا بتوان خود را نجات داد. می گویند پدر مهربان است و من هم در این دار دنیا، تنها همین یک پدر را دارم، پدری که می دانم مهربان ترین پدر دنیاست، پدری که راه نجات مرا از زندان می داند؛ پدری که برایم دلسوزی می کند، پدری که همانند انسانهای دیگر از پشت میله های زندان تنها دستش را برایم تکان نمی دهد، بلکه دستش را به دستم می رساند تا مرا از دام میله های زندان برهاند.
پدرخوبم! پدرمهربانم! امشب دلم از همیشه بیشتر گرفته است. قطرات باران چشمم، از پشت پنجره دلم سایه اش را بر روی صورت دلتنگم می اندازد و سیاهی های قلبم را از لبه پنجره آن به سمت حیاط خانه اش جاری می سازد. کاش می شد این دلتنگی را نداشتم! ولی نه، کاش، این دلتنگی مونس همیشگی ام می گشت، میترسم آخر این دلتنگی نیز برود. همان نوازش های پدر را نیز از دست بدهم، باید هر طور شده کاری کنم که او بیشتر به من سر بزند، بیشتر حال مرا بپرسد و این تنها یک راه دارد، آری، من باید همیشه منتظر آمدن پدرم باشم. حتی تا آخرین لحظه. ان شاء الله.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ای بی هیچ فاصله!

ای عزیز بزرگوار! همواره کبوترانه نگاهت می کنم و با اشتیاق، دانه دانه محبت تو را می چینم. یاد تو، پر پروازم می دهد. نامت، آوازم می دهد! ذکر فضایل تو، مرا به سرآغازهای نیکو، رهنمون می شود. دلم اسیر مهر تو می شود، یک آسمان ستاره شادی، در کهکشان وجودم سوسو می زند. هر دم، از خورشید وجود تو، که گرمابخش دلهای همگان است،نیرو می گیرم و به اوج آسمان معنا راهی می شوم!
ای امید همه! ای بلندترین زمزمه! ای بی هیچ فاصله! ای زداینده هر چه واهمه! به راستی که هر کس از برکت نگاه تو بگریزد، در انجمادی تیره و در انزوایی سرد و ساکت محبوس می ماند. هر که از تو دوری کند، دیر یا زود، باید از خاکستر اشتباه تیره خود فرارکند و با تن شویه در اقیانوس رحمت تو قرار بیابد. هر کس پریشان محبت تو شود، پشیمان نخواهد شد!
ای آسمان بلند فضیلت! ای بلندای عظمت! ای راهنمای سبز حقیقت! ای ژرفای هستی و طراوت! یاد و نام تو، برترین و زیباترین گلی است که دردلهای مومنان می روید. گلی که هیچ گاه پژمردگی ندارد. گل خوشبویی که تا ظهور خورشید رویت، هماره می پاید.
عشق تو در دلهای ما، مستدام باد!
موضوعات مرتبط: حرف دل
SMS به مناسبت ميلاد حضرت علياكبر (ع)

۱۱ شعبان میلاد یوسف حسین، حضرت علی اکبر، و روز جوان بر جوانان مبارک.
.........................
فرزانه حق، مهر جهان، بحر ولایت
آمد به جهان آیت حق، كان كرامت
آفاق معطر شده از عارض ماهش
مولود حسین آمده، اكبر، مهِ عصمت
.........................
میلاد حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک.
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
دعوتنامه امامحسين(ع) براي يك دانشآموز

موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
راه های توسل به حضرت عباس علیه السلام

توسل به باب الحوائج عباس بن علی علیهماالسلام به چند طریق مختلف انجام می شود:
طریق اول:
توسل جوینده ابتدا باید چهار شب چهارشنبهای را برگزیند كه دو شب چهارشنبه آن در نیمه دوم ماه قمری واقع شده باشد و دو شب چهارشنبه دیگر( یعنی چهارشنبه سوم و چهارم) در نیمه اول ماه بعدی قرار داشته باشد كه به چهارده روزه اول ماه بعدی میرسد. عدد چهار برای این است كه نام مبارك حضرت عباس(ع) دارای چهار حرف است (ع ب ا س).سپس در هر شب چهارشنبه به تعداد یك صد و سی و سه بار سوره مباركه " قدر" را با اخلاص قرائت كند، به طوری كه كلمه آخرین این آیه مباركه، كه به ( مطلع الفجر) ختم میشود، درست در آخرین لحظه پایان نیمه شب و آغاز بامداد ادا شود.
, ....
حتما بخوانید!!!
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب
سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و خجسته باد.
*حسین سلطان عشق،عباس ساقی عشق،زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد...اعیاد شعبانیه مبار
موضوعات مرتبط: حرف دل
ادامه مطلب


