قصیده المشایه سفره إلى الله

یکی از بهترین مداحی های بسیار دلنشین اربعین امسال به نام "قصیده المشایه سفره الی الله" با نوای حیدر البیاتی که از اکثر موکب های عراقی پخش می شد
متن و ترجمه اشعار این نوحه به همراه صوت و فیلم این اثر
متن اشعار در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: دانلودها ، درباره معصومین(ع) ، اشعار
برچسبها: حیدر البیاتی , متن و ترجمه , صوت و فیلم9
ادامه مطلب
زبان حال کبوتر بقیع با کبوتر حرم امام رضا (ع )
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم سرم و بجای گنبد روی خاکها می ذارم خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا اونجا هرکی می پره طائر افلاکی می شه اینجا هرکی می پره بال و پرش خاکی می شه
اونجا خادما با زائر آقا مهربونن اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر می ذاره غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره

موضوعات مرتبط: اشعار
روزگارا ، می شود...

جورج جرداق کشیش مسیحی در چند مجلد کتاب (صَوت العدالة الانسانیة) که در باره ی امام علی بن ابیطالب«ع» نوشته است، جمله زیبایی دارد به این مضمون: «روزگارا، می شود که یکبار دیگر تمام پدیده های قدرت خود را یکجا جمع کنی از نو یک علی دیگر به وجود آوری که جهان بشریت سخت بدان نیازمند است».
(این مضمون را چنین به نظم آوردم) :جورج جرداق آن مسیحی راد
که ز خود نام جاودانه نهاد
در کتابی که جمله نام علی است
همه توصیف از مقام علی است
هست او را کلام والایی
که به معناست همچو دریایی
موضوعات مرتبط: اشعار
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: اشعار
ادامه مطلب

صدف گوهر مكنون هدف پیكان شد
آه از آن سینه و فریاد از آن ناوك و شست
سرش از پاى بیفتاد و دو دستش ز بدن
كمر پشت و پناه همه عالم بشكست
شد نگون بیرق و، شیرازه لشگر بدرید
شاه دین را پس از او رشته امید گسست
نه تنش خسته شد از تیغ جفا در ره عشق
كه دل عقل نخست از غم او نیز بخست
موضوعات مرتبط: اشعار
ادامه مطلب
شکوفه کوثر
| ای کوکب آسمان ایمان | ای شیرزن نبرد و میدان |
| ای هم چو پدر فصیح و گویا | رسواگر ظالمان دوران |
| از آتش گرم خطبه هایت | کاخ ستم است کوخ و ویران |
| تو راز و شکوه سوختن را | آموختی و شدی فروزان |
| آن روز که غنچه های طاها | پژمرده شدند در بیابان |
| گردید وظیفه تو سنگین | در راه حمایت از یتیمان |
| ای مظهر صبر و بردباری | اندیشهْ ز صبر توست حیران |
موضوعات مرتبط: اشعار
ادامه مطلب

