نامه امام زمان (علیه السلام) به شیخ مفید
این نامهاى است به برادر با ایمان و دوست رشید أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان شیخ مفید- أدام اللَّه اعزازه- که از جمله پیمانهایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.
«بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم»
سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى.ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بی زوالش مسألت مینمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو که پروردگار توفیقات را براى یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما میگوئى با صداقت افزون گرداند.اعلام میدارم که:
متن کامل در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
برچسبها: امام زمان , نامه , شیخ مفید , شیعیان
ادامه مطلب
🌹 کلاس درس ولایت و عزاداری شهادت حضرت زهرا(س) 🌹

مداحان:
▪️حاج رضا جگر گوشه
▪️ کربلایی میثم فلاح رضایی
📆 یکشنبه ۲۶ آذرماه ۱۴۰۲
🕙 از ساعت ۱۰:۳۰
✉️ شهرک سیزده آبان، خیابان مولایی جنوبی، کوچه عطری، پلاک ۲۳
هیئت حضرت رقیه خاتون(س)
📌مسیریابی (https://nshn.ir/QbQNl10xigtu)
موضوعات مرتبط: برنامه هیئت ، درباره معصومین(ع)
برچسبها: هیئت_حضرت_رقیه_خاتون , شهادت_حضرت_فاطمه_الزهرا , اللهم_عجل_لوليك_الفرج , سیزده_آبان
کلاس درس و مراسم جشن عید بزرگ ولایت آقا امیر المومنین(علیه السلام)

موضوعات مرتبط: برنامه هیئت ، درباره معصومین(ع)
مراسم شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام
مداحان:
حاج حبیب باقر زاده
میثم فلاح
چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲ از ساعت ۱۸:۰۰
نازی آباد، خیابان اکبر مشهدی، خیابان خدایاری
هیئت حضرت رقیه خاتون(س)
مسیریابی (https://nshn.ir/QbQmEE2xO6J9)

موضوعات مرتبط: برنامه هیئت ، درباره معصومین(ع) ، بنرهای طراحی شده
گزارش تصویری جشن ولادت امیر المومنین (ع)

موضوعات مرتبط: برنامه هیئت ، درباره معصومین(ع) ، بنرهای طراحی شده
ادامه مطلب
قصیده المشایه سفره إلى الله

یکی از بهترین مداحی های بسیار دلنشین اربعین امسال به نام "قصیده المشایه سفره الی الله" با نوای حیدر البیاتی که از اکثر موکب های عراقی پخش می شد
متن و ترجمه اشعار این نوحه به همراه صوت و فیلم این اثر
متن اشعار در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: دانلودها ، درباره معصومین(ع) ، اشعار
برچسبها: حیدر البیاتی , متن و ترجمه , صوت و فیلم9
ادامه مطلب
▫️در عین تأکید بر ضرورت لعن و تبری نسبت به جنایتکاران سقیفه و دیگر دشمنان اهل بیت علیهم السّلام، باید دانست که به فرموده مرحوم دولابی که مطابق احادیث اهل بیت علیهم السّلام نیز هست، ادب سلام و صلوات بر اهل بیت علیهم السّلام در هر چه با صدای بلندتر فرستادن است و ادب لعن و تبری در هر چه آهستهتر ذکر کردن است، حتی به گونهای که تنها در قلب گفته شود و لب و زبان حرکت نکند.
در تلگرام همراه ما باشید
نظرات فراموش نشه
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع) ، حرف دل ، احادیث ، احکام شرعی
برچسبها: تبری , لعن , عمر , کشون
ادامه مطلب
آیا طبق حدیث زیر؛ خربزه محب و دشمن اهل بیت است؟ آیا این حدیث صحیح است که شیعه در کتابهای خود آورده است: از حمزه بن محمد العلوی از احمد بن محمد الهمدانی از منذر بن محمد از حسین بن محمد از سلیمان بن جعفر از پدرش و او از پدرش و پدر بزرگش فرمود: امیر المؤمنین علی(ع) خربزه را برداشت و میل کرد، ولی طعمش خیلی ترش بود؛ لذا آنرا انداخت و فرمود: «دور شو». کسی از او پرسید که چه شده است؟ او فرمود: «رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند از حیوانات و گیاهان اقرار گرفته تا اهل بیت را دوست بدارند. هر میوهای که این امر را قبول کند و عمل کند طعمش شیرین است و هر مخالفی، طعمش تلخ و ترش است». بدین وسیله میتوان مذهب هر میوه را شناسایی کرد!
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع) ، احادیث
ادامه مطلب
آیا برگزاری «ایام محسنیه» بدعت است
در روز های ابتدایی ماه ربیع الاول شبهاتی در فضای مجازی مطرح می شود از جمله اینکه آیا ایامی به نام «ایام محسنیه» وجود دارد، آیا باید این ایام را به سوگواری و عزاداری پرداخت، آیا کسانی که قائل به ایام محسنیه هستند بدعتگذاری کردهاند و...
برای بررسی این موضوع بر آن شدیم به دیدگاه اجمالی موافقان و مخالفان »ایام محسنیه» میپردازیم و نتیجهگیری اصلی را به مخاطبان گرامی واگذار میکنیم.
*موافقان: شهادت حضرت محسن(ع) در منابع شیعه و سنی نقل شده است
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
این استاد حوزه و دانشگاه در سخنرانی پیش از خطبههای جمعه تهران افزود: "تشیع انگلیسی" به اندازه وهابیت خطرناک است و در مشهد، قم، اصفهان و نجف مدرسه علمیه دارد!!
من کی گفتم عزاداری برای حضرت محسن(ع) بدعت است؟!! چرا دروغ میگویید؟
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنرانی پیش از خطبه های نمازجمعه گفت: تشیع لندنی به اندازه وهابیت خطرناک است. امروز اینها شبکههای ماهوارهای راه انداختهاند و در مشهد و قم و اصفهان و نجف در حال تربیت طلبهاند. اینها همانهایی هستند که وقتی ۱۵ خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمیگیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
آیا حضرت آدم، مرتکب گناه شد؟
آیات موهم صدور گناه از حضرت آدم (علیه السلام) و پاسخ آنها
در تورات قصه حضرت آدم (علیه السلام) به گونه ای مطرح شده است که با قداست مقام ایزد متعال و منصب رسالت منافات دارد. ولی آن گونه که در قرآن مطرح شده است مقام الوهیّت و نبوّت محفوظ مانده است. فقط بعضی تعابیر در برخی از آیات به گونه ای ایراد شده که این توهم می رود که حضرت آدم (علیه السلام) در مقابل پروردگار نافرمانی کرده است.نخست ما به شمارش این تعبیرها (که به دوازده تعبیر می رسد) پرداخته، آنگاه پاسخ پرسشهایی چند را که در این بین به ذهن می رسد مورد بررسی قرار می دهیم و به جواب می نشینیم.
تعابیر قرآن پیرامون خطیئه آدم (علیه السلام)
1-ظالم:
«وَ قُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَ کُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمَا وَ لاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ» (1).
«گفتیم ای آدم تو با جفت خود در بهشت جای گزین، و در آن جا از هر نعمت که بخواهید بخورید، ولی به این درخت (گندم یا سیب) نزدیک نشوید (زیرا اگر نزدیک شوید) از ستمکاران خواهید بود».
2- فریب خوردن آدم (علیه السلام) توسط شیطان:
«فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ» (2).
«پس شیطان آدم و حوّا را به لغزش افکند تا از آن درخت خوردند و به خاطر این گناه آنان را از آن مقام بیرون آورد».
3- شقاوت و بدبختی:
«فَقُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هذَا عَدُوٌّ لَکَ وَ لِزَوْجِکَ فَلاَ یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى» (3).
«آنگاه گفتیم ای آدم محقّقاً این شیطان با تو و حوّا دشمن است مبادا شما را از بهشت بیرون آورد و از آن پس به شقاوت و بدبختی گرفتار شوید».
4-غرور:
«فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ» (4).
«پس راهنمایی به فریب و دروغ کرد».
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
چرا حضرت لوط، دختران خود را به کافران پیشنهاد داد؟
آیه ی موهم صدور گناه از حضرت لوط (علیه السلام) و پاسخ آنها
«وَ جَاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کَانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ قَالَ یَا قَوْمِ هؤُلاَءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لاَ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ» (1).«هنگامی که فرشتگان به صورت جوانان زیبا به خانه لوط وارد شدند، قوم لوط آگاه شده و به قصد عمل زشتی که در آن سابقه داشتند به سرعت به خانه او وارد شدند. لوط به آنها گفت: این دختران من برای شما پاکیزه تر و نیکوترند، از خدا بترسید و مرا نزد مهمانان به عمل زشت خود خوار و سرشکسته نکنید، آیا در میان شما یک مرد خیرخواه رشید خداپرست نیست؟»
پس از آنکه میهمانان حضرت لوط که همان فرشتگان الهی بودند وارد خانه حضرت لوط شدند تا او را از قومش نجات دهند، قوم لوط پس از آگاهی از ورود مهمانان، سراسیمه خود را به جهت عمل قبیح و زشت به خانه لوط رساندند. حضرت لوط ناگزیر تقوا و پرهیزکاری را به آنان یادآور شد و از آنان خواست تا از کردار ناشایست خود بپرهیزند و از فسق و فحشا دوری کنند و دست از اعمال زشت خود بشویند. ولی این قوم به پند و اندرز لوط گوش ندادند و دعوت وی را نپذیرفتند. آنگاه حضرت لوط آنان را به پیروی از قانون طبیعت و سنت خلقت و رابطه با همسرانشان که خدا برایشان حلال نموده راهنمایی و ترغیب کرد، که این هم در گوش آنان اثر نکرد. لوط دختران خود را به همسری قوم عرضه نمود به او گفتند: ای لوط تو می دانی ما احتیاجی به دختران تو و میلی به زنان خویش نداریم و خود بهتر می دانی که ما برای چه کاری به منزل تو آمده ایم.
پرسش اینجاست: چرا حضرت لوط (علیه السلام) برای دفع شرّ قوم خود، به آنان پیشنهاد دختران خود را داد؟ حضرت لوط (علیه السلام) پیشنهاد چه فعلی را داد؟ اگر امر پیشنهادی ازدواج بوده چرا حضرت دختران خود را به نکاح قومی مفسد و فاسق و فاجر درآورد؟
جواب:
فعل پیشنهادی حضرت لوط (علیه السلام) به قوم و به طور قطع نکاح با دختران خودش بوده و تصمیم ایشان این بود که آنان را از فحشا باز دارد و منظورشان را از راه حلال تأمین کند، از طریقی که گناهی بر آن مترتب نشود و دلیل آن هم جمله «هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ» است و حاشا بر مقام یک پیامبر خدا که پیشنهاد عمل زشتی را با دخترانش بدهد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
وظایف شیعیان در تقارن ایام فاطمیه و عید نوروز چیست؟
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
شعر بسیـــار زیبـــــــا در باره امام حسین (ع)
خواب دیدم خواب اینكه مرده ام
خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاك بود
وای قبر من چه وحشتناك بود
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر كن سنگ لحد را گل گرفت
ناله می كردم ولیكن بی جواب
تشنه بودم تشنه یك جرعه آب
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و كور و تنگ بود
خسته بودم هیچ كس یارم نشد
زان میان یك تن خریدارم نشد
هركه آمد پیش حرفی راند و رفت
سوره حمدی برایم خواند و رفت
نه شفیقی نه رفیقی نه كسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی
آمدند از راه نزدم دو ملك
تیره شد در پیش چشمانم فلك
یك ملك گفتا بگو نام تو چیست
آن یكی فریاد زد رب تو كیست
ای گنهكار سیه دل بسته پر
نام اربابان خود یك یك ببر
در میان عمر خود كن جستجو
كارهای نیك و زشتت را بگو
ما كه ماموران حق داوریم
نك تو را سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
چرا حسین (ع) فراموش نمی شود؟
مىگويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مىكنيد آنگاه بر كسى اشك مىريزد كه صدها سال پيش در گذشته است و بر مزارهايى سفر مىنماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمىباشد؟!
در پاسخ مىگوئيم :«چنانكه گفتهاند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصهاى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اين رو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مىدهند(1)

حسين بن على (عليه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشريت است سخن از وى سخن از تاريخ نيست سخن روز است. سخن از ابديت است سخن از هميشگى خروشان و شكوفا و پر فروز است.
منبع: پایگاه جامع عاشورا
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
صحیح ترین حدیث درباره شهادت حضرت زهرا (س)

موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
لاله اي از سلسله اهل بيت عليهم السلام

عجيب نيست از اين سلسله، لاله اي به وسعت قرون روييدن، و از اين تبار، مردي به بي کرانگي حضرت عبد العظيم، زيستن! عجيب نيست؛ وقتي تاريخ، تنفس حيات علي عليه السلام و زهرا عليهاالسلام را در زير اين سقف لايتناهي، تجربه کرده باشد.
و آن گاه که خدا سوگند خورده باشد «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»، هيچ جاي شگفتي نيست که در حفاظت از ذکرهاي ناطق خود، مردي ديگر، به نام عبد العظيم حسني عليه السلام را به رسالت زيستن در زمين، برانگيخته باشد.حضرت عبد العظيم، فرهنگ محمدي را انتشار داد
ايمان، در گستره حضور اين مرد، سرزمين ري را به حياتي آسماني نويد مي داد؛ مردي که جرعه هاي وحي، جام وجودش را در زلالي عرش، غرق کرده بود و فراسويي سرشار از ماورا را به جهان عرضه مي داشت؛ مردي که آيين اسلام را در سايه فرهنگ محمدي صلي الله عليه وآله، انتشار مي داد و معادلات مادي اهل خاک را بر هم مي زدم
حقيقت، دامنه بالغي است که در ماهيت الهي حضرت گسترده مي شد.
بهاي حقيقت
تشيع، نه در لفظ يک فرقه، بلکه در معناي فرهنگي بالغ، سرمايه حقانيتش را وام دار تحليل ها، و تفسيرهاي خاندان نور و روشنايي است و عبد العظيم عليه السلام، از بهترين و مقتدرترين سکان داران کشتي نور است؛ از خطه آن سبکبالاني که بهاي حلاوت حقيقت را به قيمت شهادت مي پردازند؛ از وادي آن نور نژاداني که باطل را در هر لباس و طينتي، طرد مي کنند و لحظه هاي هم سويي با آن را تاب مي آورند.
صبح تجلي حقيقت است
اين، فقط صبح ميلاد فرزندي از خاندان آب و آيينه نيست؛ اين، صبح شکفتن در گستره تاريخ است؛ صبح تثبيت ايران در صحيفه خلود؛ صبح رويش (شرق) تا ابديت؛ صبح تجلي حقيقتي جسور که هيچ خرافه اي را بر نمي تابد و هيچ آيينه اي را در غبار، روا نمي داند.
و سلام بر اين ميلاد که شکوه انسانيت را به ارمغان آورده است.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع) ، حرف دل
پنج نصحیت پیامبر به ابوذر
«يَا أَبَا ذَرٍّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ فَرَاغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ وَ حَيَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ.»
ابوذر! يكى از پنج نعمتى كه بايد آن را قبل از اين كه از دست برود، غنيمت بدارى، جوانى است. جوانىات را غنيمت بدار، قبل از اين كه پيرىات برسد. جوانى اوج قدرت و اوج حافظه است؛ اوج نشاط شماست.
«وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ»:
تا سالمى و سرپايى و هنوز بر روى تخت بيمارستان نيفتادى، طوريكه ديگر نتوانى بلند شوى، كارى بكن.
«وَ غِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ»:
تا پول دارى، كارى بكن، و دستت كه خالى بشود، نمىتوانى كارى بكنى.
«وَ فَرَاغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ»:
ابوذر! تا گرفتار نشدى، براى خودت كارى بكن.
«وَ حَيَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ»:
تا زندهاى كارى بكن.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
آغاز امامت داوازدهمین نور بشریت
۸ربیع الاول سالروز آغاز امامت حضرت مهدی مبارک باد.
خداوند، سرنوشت زمین را به تو سپرده است.

در این ثانیه های تازه، در این شکوه دیرین سال رحمت که امروز این گونه سرشار است، پای هر دریچه ستاره ای می درخشد و هیاهویی است آغاز روزی این چنین را؛ آغاز امامت نور، آغاز امامت آخرین ستاره بیدار.
شایسته ایستاده ای و چراغ های راه، در سرانگشتان اشارتت روشن شده است.
شایسته ایستاده ای و خورشید، بر پلک های آفتابی ات سجده برده است.
شایسته ایستاده ای و این آغاز روزهای انتظار است.
این روز فرو خفته را برانگیخته ای در صبحی روشن؛ آخرین وعده الهی محقق شده است.
شایسته ایستاده ای و بر شانه های استوارت، بهار بوسه داده است؛ حضور روشنت امید این روزهاست.
شایسته ایستاده ای و اشتیاق امامتت، این فرودست را به فرادست پیوند زده است.
زمین در پوست خود نمی گنجد و چراغ های هدایت، در دست های مهربانت روشن است.
تو آن سایه مهربانی که وعده حتمی خداوندی برای این روزهای مکرر و مکدر. وعده نور، جذبه فلق است و کرانه های آسمان، خلاصه شده در چشم هایت.
جذبه فلق است و اولین روزی که ردای امامت به تن کرده ای.
جذبه فلق است و روزی سرشار از آینه.
نجوای گداخته ام را به شور، در جای جای خاک رها کرده ام.
جهانی در مقابل شکوهت خم شده است. نعمت، بر ما تمام و شب چون روحی سرگردان، در بیابان های پیکر خویش فرو ریخته است و روز با برقی از دیدگان سرشارت آغاز شده است. بوی بابونه فضا را آکنده است؛ اولین روز امامتت، اولین روزی است که جهان، با شوق در جذبه نورت ته نشین شده است.
امروز اولین روزی است که خداوند سرنوشت زمین را به تو سپرده است.
بر عمر و ابوبکر و عثمان لعنت
ان شا الله در این روز لعنت بر قاتلین اهل بیت (س) فراموش نشود.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
«الحمد الله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام.»
سلام بر وارث غدیر

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:
"هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید."

تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
و تو ای ابراهیم به دستور خدا اسماعیلت را بردی و حسین هم اسماعیل هایش را برد. تو تنها پدر بودر و حسین هم پدر بود و هم عمو وهم ...
تو با پسرت از قربانگاه برگشتی و حسین با پسرانش و اسماعیلهایش در قربانگاه ماند
اما ای ابراهیم تفاوت بزرگتری نیز هست. و اینکه هاجر تو به قربانگاه نیامد و حسین ...

خواهرش و مادر دیگر ذبیحان را نیز آورد. هاجر تو شاید تحمل این صحنه را نداشت و لی هاجر کربلا بیش از ؟؟ صحنه ذبح را دید و آن هم چه ذبحی....
ابرهيم همانطور كه تو مطيع امر خدا بودي و بدون هيچ عذري مامور امر خدا شدي و مي خواستي به خون غلتيدن عزيزتر از جانت را تماشا كني .... ام اي ابراهيم حسينت نيز مطيع امر خدا بود اما نه تماشگر قرباني عزيزتر از جانش ..... وقتي به فرياد رسيد كه ديگر نمي دانست چگونه بايد بدن اكبرش را جمع كند....
تو هنگام قرباني كردن اسماعيلت به او آب دادي .... رو به قبله .... خنجرت رو بر روي گلويش گذاشتي..... اما به حسين نه آب دادن و نه خنجر را بر روي گلويش گذاشتن ....
آه .... حرف از آب زدم جگرم سوخت ....
اين روزها كه مسلم شرمسار از نامه اي كه نوشته است.... ياد شرمساري مردي ديگر افتادم .... مردي كه به كودكان حرم قول آب داده بود .......شرمسار ........ و .... و ..... و .... مردي ديگر....
دستم ميلرزد كه بنويسم.....
نمي دانم از شرمساري اين مرد چگونه بگويم...
سومين مردي كه شرمنده شده .... حسين بود .... هنگامي به مادرش گفت بچه را بده تا ببرم سيرآب كنم...... اما بچه طوري سيرآب شد كه ديگر حسين روي برگشتن به خيمه را نداشت ....
آري ابراهيم....... شما و خاندانت اين گونه عزت پيدا كرده ايد...... به فداي كردن خود و عزيزانتان پرچمتان سرافراز تر شد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ای وارث لوح، وارث قلم، ای علم!
ای شکافنده علوم و فروزان تر از نجوم!
مساجد شیعیان امروز در غم فراقت کربلاست و دل های پیروانت محرم محرم عزا.
چه کنیم با این همه غم، این همه عزا، این همه بغض؟
امروز، دیدگان عالمان علوم محمدی، محل تلاقی توفان های اشکند.
اشک ها گروه گروه، چون دسته های عزادار از دیدگان شیعیانت به جنبش می آیند و مانند کبوتران بی آشیانه، سراغ حرم تو را می گیرند.
ای پنجمین راهنما، ای هما!

امروز از چشم مجلسیانت، دریا دریا اشک تلاطم می کند.
امروز مأذنه ها پر از بغض اند و هر چه اذان، اندوهگین.
نمازگزاران، هوای گریه در سر دارند.
امروز نمازگزاران، نماز باران می خوانند.
امروز نمازگزاران، سجده غم به جا می آورند.
امروز نمازگزاران به خاک می افتند تا از فقدان امامی، شِکوه سر دهند که وارث علم نبی بود؛ امامی که وارث علم علی بود، امامی که از وحی می نوشت، امامی که در واژه واژه، فرهنگ نبوت را گسترش می داد.
امامی که صد سینه آفتاب داشت و برای هر نقطه ای سیاه، هزار سپیده جواب.
او شکافنده علوم بود.
ازاین روست که امروز «قال الباقر»، شکافنده ظلمات است.
ازاین روست که «قال الباقر»، سوزاننده شبهات است.
هر جا که پرتوی از «قال الباقر» باشد، آنجا سیاهی ضلالت، توان مقاومت نخواهد داشت.
هر جا که زمزمه «قال الباقر» باشد؛ آنجا زمزم هدایت، همیشه جوشان خواهد بود.
قال الباقر هست؛ پس زمزم هست.
قال الباقر هست؛ پس کوثر هست.
قال الباقر هست؛ پس بهشت هست.
السلام علیک یا باقرالعلم بعد النبی!

پهنه تلخِ فراق، چشمانِ ناشکیبِ دنیا را پُر کرده است.
لب ها می لرزند تا مگر گوشه ای از کلمات سوزان درون را بیرون بریزند.
چشم ها می گریند؛ بلکه از دریای غم های سینه، کاسته شود.
... و حقیقتِ بهشت، چقدر به اشک های ما نزدیک شده است!
مدینه هم با بقیع هایی که از شعرهایِ ماه می تراود، هم ناله شده است.
تمامِ دو بیتی هایِ بر زبان نیامده، مهمانِ این فراقِ جانسوزند.
فرازهایِ غنیِ مفاتیح، داغدارِ این غیابِ جانْکاهند.
غروب، گویا سوگند یاد کرده که ما را تا همیشه به یادِ این هجرِ گلگون بیندازد.
و فرصت ها از بقیع می گویند و طلایی می شوند؛ مثل گنبدی که آنجا نیست. خاک بقیع، همیشه در رنگِ مظلومیتِ خود مستور بوده است.
شگفتی های خلقت، متعجبند که سینه این خاک، چگونه توانسته است، سینه شکافنده دانش را در بر بگیرد.
آری! گنبدی بزرگ تر از آسمان نیست که رویِ این خاک گذاشته شود. آسمان، مستقیم از صفایِ این خاک توشه برمی دارد.
آسمانِ بقیع می بیند که تسلای خاطر ما، دستانِ عادل خدا و چشمان آینده نگرِ اوست.
مصیبت زدگی اما تا آنجاست که افراشتگی پرچم های عزا در قله هایِ رفیع بندگی، طبع شاعران را به خون نشانده است و کور باد چشمِ فرومایگان که این سیاه جامگی، روشن از پویایی و تعالی ست.
و زیر پوستِ این کلماتِ سیاه پوش، نشانه های ارادت و شفاعت رفته است.

موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
آخه حيف اين اسم نيست .....
امروز که برنامه خودم رو مرور می کردم دیدم چند روز دیگه شهادت امام جواد علیه السلام . با خودم گفتم به همین مناسبت چند نکته ای در مورد آن امام همام بنویسم و هم به دوستانم تذکر بدم که خیلی مواظب خودمون باشیم که مبادا ناخواسته آب توی آسیاب دشمن بریزیم !

همینطور که می دونید نام مبارک جواد علیه السلام را حضرت رضا علیه السلام به امر خداوند بر فرزند برومندشان گذاشتند و البته مردم نیز بدلیل بخشندگی فوق العاده حضرت به ایشان جواد خطاب می کردند . جواد از جود و بخشش گرفته شده . و یکی از فرقهایی که جواد با کریم داره این که : درب خانه کریم وقتی میری بهت می ببخشه ولی اگه فقیر در خانه جواد هم نره او بدرب خانه فقیر میاد و هدیه خودش رو به او می بخشه و گلایه هم می کنه که چرا نیومدی ! منتظرت بودم !
کریم شاید به دلایلی بین فقرا یه فرقهایی بگذاره ولی جواد همه فقیرها براش یکسانند.
فقیر وقتی در خونه کریم میره قوت شبش را میگیره و برمیگرده ولی فقیر وقتی درب خونه جواد را می زنه اینقدر جواد به او می بخشه که تا مدتها دیگه نیازی به سئوال و گدایی نداره ! فقراء شاید در شهری چند کریم را بشناسند و بدرب هرکدام از منازل آنان رفته و از همه آنان گدایی کنند ولی جواد آنقدر می بخشه که فقیر دیگه احساس نیازی به کسی دیگر نمی کنه !
حالا حرف من این که حیف نیست زیباترین و پرمعناترین واژه و اسم را در بدترین موضوعات و زشت ترین معانی استفاده کنیم ! جواب خدا و امام هشتم و حضرت جواد علیه السلام را چه خواهیم داد .
من جوانی را می شناسم که نذر امام رضا علیه السلامه که خدا به والدین او فرزند عطا نمی کرد و آنها به امام هشتم متوسل شدند تا حضرت بین آنان و خدا واسطه بشه و فرزندی به آنان عطا کنه و خدا هم به آنها پسری داد و به همین دلیل اسمش را جواد گذاشتند ولی چند ماه قبل دیدم به اسم میثم صداش می کنند ! تعجب کردم گرچه نام میثم هم بسیار محترم و زیباست ولی زیباتر از جواد که نیست ! سئوال کردم چرا نامش را تغییر داده ؟ گفتند از بس جوانها و دوستانش به کسی که کودن و خنگ و خصوصا عقب مانده و بی کلاس هست میگن جواد شده خجالت کشیده و نامش را به همین دلیل عوض کرده !
البته شنیده ام خیلی ها به همین دلیل تغییر نام داده اند !
حالا خود دانید از من گفتن و انشاء الله از شما شنیدن.

در ادامه مطلب توصيه هاي از امام جواد را مطالعه كنيد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
آقا جان ....
می خواهم تا آنجا كه دوست دارم، پربگیرم، اما تا بارگاه دوست راه طولانی است. چشم از پنجره برنمی دارم. دشت از پی دشت، كوه از پی كوه، دسته دسته گل سرخ، یك عالم سبز و یك دریا اشتیاق كه دستی از غیب به جانم ریخته است! همیشه همین طور است. خودم را كه به مولا می سپارم، دیگر این من نیستم كه می روم، برای لحظه ای، خواب مرا می رباید... دست در دست نور و آرمیدن در كنار ضریح! چه دل انگیزند این خواب های خوب!

برمی خیزم، پیرامونم غوغایی به پاست. صدای دل هاست. همه می گویند: یا ضامن آهو! رسیده ایم انگار! این گنبد زیبا، قلب ایران است. چه دورنمایی دارد!السلام علیك یا علی بن موسی الرضا. السلام علیك یا... بغضی غریب و بعد هم های و هوی پریشان دل. تا غروب راهی نیست. دل و نقاره و اشك به هم می آمیزند، و من پر از ضریح می شوم. و سرشار از رازهای طلایی!... چه بویی از كنارم گذشت، بوی آسمان بود. یك بوی خیس، یك بوی معنوی سبز. گویا فطرتم بود كه معطر شد از عشق! ضریح اینك به ملكوت می ماند، و من می خواهم تا رضایت «رضا» اوج بگیرم. نیشابور از خاطرم می گذرد، لحظه ای كه امام سر از كجاوه بیرون آورده اند و فریاد شادی و اشك شوق، زمین و زمان را به هم پیچیده است. لحظه ای كه سینه چاكان حضرتش ازفرط عشق به خاك غلتیده اند. لحظه ای كه بیش از بیست هزار تن تقریرات امام را می نویسند. [«لااله الاالله» دژ استوار من است و من یكی از شرط های آنم.] به راستی اگر ولایت نباشد، كلمه مقدس «توحید» چگونه استوار یابد!؟
شب از نیمه گذشته است. همه جا سرشار از اشك و گلاب است و من خود را با همه شور به كجاوه سبز ولایت می رسانم.
یا ضامن آهو! دل های بی پناهمان را كه چون آبگینه های شكسته در پهنای گیتی سرگردانند، در پای ضریح مقدست آشیان ده كه محتاج پركشیدن به آبی لایتناهی فطرت خدا یی مان هستیم.
اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي الامام التقي النقي و حجتك علي من فوقالارض و من تحت الثري، الصديق الشهيد، صلاة كثيرة تامه زاكيه متواصله متواترة مترادفه كافضل ما صليت علي احد من اوليائك
زيارت قبول

براي ديدن كليپ زيبا صلوات خاصه امام رضا (ع)اينجا كليك كنيد.و براي ديدن كليپ زيبا شاه پناهم بده با صداي زيباي استاد كريمخاني اينجا كليك كنيد.
در ادامه مطلب سفارشات آيت الله بهجت (ره)جهت زيارت امام رضا (ع) بخوانيد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع) ، بنرهای طراحی شده
ادامه مطلب
اَلسَّلامُ عَلَیكِ یا سَیِّدَتی وَ مَوْلاتی یا فاطِمَةُ بِنْت مُوسَی بنِ جَعفَرٍ، صَلَّی اللهُ عَلیكِ وَ عَلی روُحِكِ الطَّیِّبَةِ وَ بَدَنِكِ الطّاهِرَةِ
با نسیــم گل معطر شــــد فضــا از وجود فاطمـــــــــه اخت الرضا
دخت معصومی و خود معصومه ای در جوار تو عجب دارد صفــــــــا
ما به درگــــاه تو رو آورده ایــــــــــم تو شفیعی بهر ما اشفعـی لنا
مهر تو بر سینه ام گشتــه اجیـــن کی دلم گردد ز مهر تو جــــــدا
چشم امیـــد من و احســـــــان تو از کرم بنمـــــتـا روا حاجات ما

تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می آید و شمیم دلنوازی، خانه خورشید را فرا میگیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه (س) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن میگیرد. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

روز دختر بر همه اي دختران مبارك باد.
در ادامه مطلب 30 نکته کوتاه برای شناخت حضرت معصومه بخوانيد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب

|
|
|
|
|
|
حسادت وکينه منصور راپاياني نبود وشيوه ها وترفندهائي که براي کمرنگ کردن موقعيت امام بکار مي برد مؤثر واقع نمي شد. بدين خاطر شيوه نامردي رادرپيش گرفت و مصمم شد که محرمانه و خائنانه امام رامسموم نمايد.
ازسوي ديگر امام در سالهاي آخر عمر خود شديداً لاغر وضعيف شده بود و به تعبيريکي از افرادي که امام را درآن روزگار ديده بود ازاوچيزي نمانده بود جز سرش، کنايه ازاينکه بدن کاملاً فرسوده ونحيف شده بود. سراسرزندگيش به دشواري وسختي ورنج آفريني گذشته بود. ودرسالهاي آخر عمربر ميزان محدوديت واحضار وتهديد او اضافه مي شد که اين خود بر خستگي ورنجش مي افزود.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب
اَلسَّلامُ عَليْكَ يا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ بِزيارَتِهِ ثَوابُ زيارَت سيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي

15 شوال سالروز وفات حضرت عبد العظيم حسني (ع) خدمت ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان (عج) تسليت باد.
مختصري از زندگي نامه حضرت عبد العظيم حسني(ع)
عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می رسد .
پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبة بن قیس .ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارك امام رضا علیه السّلام ، امام محمّد تقی علیه السّلام و امام هادی علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .
این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)
ادامه مطلب



