شکوفه کوثر
| ای کوکب آسمان ایمان | ای شیرزن نبرد و میدان |
| ای هم چو پدر فصیح و گویا | رسواگر ظالمان دوران |
| از آتش گرم خطبه هایت | کاخ ستم است کوخ و ویران |
| تو راز و شکوه سوختن را | آموختی و شدی فروزان |
| آن روز که غنچه های طاها | پژمرده شدند در بیابان |
| گردید وظیفه تو سنگین | در راه حمایت از یتیمان |
| ای مظهر صبر و بردباری | اندیشهْ ز صبر توست حیران |
سیده اشرف پور
اگر زینب نبود
| سِرّ نی در نینوا می مانْد اگر زینب نبود | کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود |
| چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ | پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود |
| چشمه فریاد مظلومیّتِ لب تشنگان | در کویر تفته جای می ماند اگر زینب نبود |
| زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت | از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود |
| در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ | در گلوی چشم ما می ماند اگر زینب نبود |
| ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام | در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود |
| در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب | پشتِ کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود |
قادر طهماسبی «فرید»
نور روشن زینب
| از بلا پروا کجا دارد دل دریایی ات | راه بر طوفان ببندد قامت سینایی ات |
| سینه ات جولانگه امواج طوفان بلاست | شور اقیانوس دارد، دیده دریایی ات |
| حامل منشور خونین حسینی، زینبا! | جاودان جوش است نور چشمه دانایی ات |
| تا ابد پر می گشاید بر فراسوی زمان | چون عقابی خشمگینْ فریاد عاشورایی ات |
| در بیابانِ عطش گر پا گذاری هر نفس | صد گلستان گل شکوفه از دم عیسایی ات |
| دشمن از نطق علی وارت به خود لرزد چو بید | سامری رسوا شود، با معجز موسایی ات |
| هم چنان خورشید می تابد به عالم قرن هاست | در میان تیرگی ها، نور روشن رایی است |
سیمین دخت وحیدی
وفای زینب
| دل در گرو ولای زینب | جان باد همی فدای زینب |
| از عشق حسینی اش چه گویم | شرمنده کند وفای زینب |
سیده اشرف پور
دختر شیرحق
| دخت شیر حق ولی اللّه ِ داور زینب است | نور چشم حضرت زهرای اطهر زینب است |
| دین احمد در جهان از صبر او شد استوار | در حریم قرب حق با شوکت و فر زینب است |
| می کند شمس و قمر از طلعت او کسب نور | بهر انوار حقیقت بنت حیدر زینب است |
| آن که از حلمش به پا این رایت اسلام کرد | آن که شد بر خسرو بی یار، یاور زینب است |
| آن که از مریم گرفته سبقت اندر بندگی | آن که از حوّا و هاجر هست برتر زینب است |
| آن که اندر بردباری فرد بود و بی بدیل | آن که سرمست ازل شد با برادر زینب است |
| آن که شد راحت به روز نیمه ماه رجب | از جفا و رنج بی پایان سراسر زینب است |
موضوعات مرتبط: اشعار
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ | 11:39 | نویسنده : خادم هیئت |

