:. هیئت حضرت رقیه خاتون .:

اشعاری در مدح حضرت زینب(س)

خادم هیئت
        :. هیئت حضرت رقیه خاتون .:

اشعاری در مدح حضرت زینب(س)

شکوفه کوثر

ای کوکب آسمان ایمان ای شیرزن نبرد و میدان
ای هم چو پدر فصیح و گویا رسواگر ظالمان دوران
از آتش گرم خطبه هایت کاخ ستم است کوخ و ویران
تو راز و شکوه سوختن را آموختی و شدی فروزان
آن روز که غنچه های طاها پژمرده شدند در بیابان
گردید وظیفه تو سنگین در راه حمایت از یتیمان
ای مظهر صبر و بردباری اندیشهْ ز صبر توست حیران

سیده اشرف پور

اگر زینب نبود

سِرّ نی در نینوا می مانْد اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیّتِ لب تشنگان در کویر تفته جای می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ در گلوی چشم ما می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب پشتِ کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود

قادر طهماسبی «فرید»

نور روشن زینب

از بلا پروا کجا دارد دل دریایی ات راه بر طوفان ببندد قامت سینایی ات
سینه ات جولانگه امواج طوفان بلاست شور اقیانوس دارد، دیده دریایی ات
حامل منشور خونین حسینی، زینبا! جاودان جوش است نور چشمه دانایی ات
تا ابد پر می گشاید بر فراسوی زمان چون عقابی خشمگینْ فریاد عاشورایی ات
در بیابانِ عطش گر پا گذاری هر نفس صد گلستان گل شکوفه از دم عیسایی ات
دشمن از نطق علی وارت به خود لرزد چو بید سامری رسوا شود، با معجز موسایی ات
هم چنان خورشید می تابد به عالم قرن هاست در میان تیرگی ها، نور روشن رایی است

سیمین دخت وحیدی

وفای زینب

دل در گرو ولای زینب جان باد همی فدای زینب
از عشق حسینی اش چه گویم شرمنده کند وفای زینب

سیده اشرف پور

دختر شیرحق

دخت شیر حق ولی اللّه ِ داور زینب است نور چشم حضرت زهرای اطهر زینب است
دین احمد در جهان از صبر او شد استوار در حریم قرب حق با شوکت و فر زینب است
می کند شمس و قمر از طلعت او کسب نور بهر انوار حقیقت بنت حیدر زینب است
آن که از حلمش به پا این رایت اسلام کرد آن که شد بر خسرو بی یار، یاور زینب است
آن که از مریم گرفته سبقت اندر بندگی آن که از حوّا و هاجر هست برتر زینب است
آن که اندر بردباری فرد بود و بی بدیل آن که سرمست ازل شد با برادر زینب است
آن که شد راحت به روز نیمه ماه رجب از جفا و رنج بی پایان سراسر زینب است

موضوعات مرتبط: اشعار

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ | 11:39 | نویسنده : خادم هیئت |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.