و تو ای ابراهیم به دستور خدا اسماعیلت را بردی و حسین هم اسماعیل هایش را برد. تو تنها پدر بودر و حسین هم پدر بود و هم عمو وهم ...
تو با پسرت از قربانگاه برگشتی و حسین با پسرانش و اسماعیلهایش در قربانگاه ماند
اما ای ابراهیم تفاوت بزرگتری نیز هست. و اینکه هاجر تو به قربانگاه نیامد و حسین ...

خواهرش و مادر دیگر ذبیحان را نیز آورد. هاجر تو شاید تحمل این صحنه را نداشت و لی هاجر کربلا بیش از ؟؟ صحنه ذبح را دید و آن هم چه ذبحی....
ابرهيم همانطور كه تو مطيع امر خدا بودي و بدون هيچ عذري مامور امر خدا شدي و مي خواستي به خون غلتيدن عزيزتر از جانت را تماشا كني .... ام اي ابراهيم حسينت نيز مطيع امر خدا بود اما نه تماشگر قرباني عزيزتر از جانش ..... وقتي به فرياد رسيد كه ديگر نمي دانست چگونه بايد بدن اكبرش را جمع كند....
تو هنگام قرباني كردن اسماعيلت به او آب دادي .... رو به قبله .... خنجرت رو بر روي گلويش گذاشتي..... اما به حسين نه آب دادن و نه خنجر را بر روي گلويش گذاشتن ....
آه .... حرف از آب زدم جگرم سوخت ....
اين روزها كه مسلم شرمسار از نامه اي كه نوشته است.... ياد شرمساري مردي ديگر افتادم .... مردي كه به كودكان حرم قول آب داده بود .......شرمسار ........ و .... و ..... و .... مردي ديگر....
دستم ميلرزد كه بنويسم.....
نمي دانم از شرمساري اين مرد چگونه بگويم...
سومين مردي كه شرمنده شده .... حسين بود .... هنگامي به مادرش گفت بچه را بده تا ببرم سيرآب كنم...... اما بچه طوري سيرآب شد كه ديگر حسين روي برگشتن به خيمه را نداشت ....
آري ابراهيم....... شما و خاندانت اين گونه عزت پيدا كرده ايد...... به فداي كردن خود و عزيزانتان پرچمتان سرافراز تر شد.
موضوعات مرتبط: درباره معصومین(ع)

